صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
299
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
روح صدوق در معانى الاخبار روايت مىكند كه محمّد بن مسلم از امام صادق ( ع ) دربارهء آيهء وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي « 1 » پرسيد و فرمودند : « روح همچون باد متحرك است و به اين خاطر روح ناميده شده است كه نامش از ريح ( باد ) مشتق شده است . به لفظ روح آورده است ؛ چون روح با ريح تجانس دارد . به نام خود اضافه كرده است ؛ چون آن را از بين ديگر ارواح برگزيده است ، چنان كه خانهاى از خانهها را برگزيده است و فرمود : بيتى ( خانهء من ) . و به يكى از پيامبران هم فرموده است : خليلى ( دوست من ) . همهء اينها مخلوق و مصنوع و پرورش يافته و تدبير شدهاند . » در الاسماء و الصفات بيهقى آمده كه قتيبى گفته است : « روح ؛ يعنى باد و روح ناميده شده است ؛ چون بادى است كه از روح خارج مىشود . » روح در قرآن به يك معنا نيامده است ، بلكه معانيى مختلف و متضاد دارد . در آيهء وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا « 2 » منظور قرآن است « چون قرآن - بنا به اعتقاد راغب - علت حيات اخروى است . » و از طرفى ، علّامه طباطبايى معتقد است : « مراد از وحى روح در اين آيه ، همان فروفرستادن روح القدس به سوى پيامبر ( ص ) است و فروفرستادنش به سوى پيامبر ( ص ) همان وحى قرآن به سوى اوست ؛ چون حامل آن است . » ايشان هم در
--> ( 1 ) - حجر ( 15 ) آيهء 29 : و از روح خود در آن دميدم . ( 2 ) - شورى ( 42 ) آيهء 52 : و همين گونه ، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى كرديم .